
بس کن رباب ....
بی طرفان
مجموعه کامل صوتی و تصویری شهید حسن باقری
آثار تازیانه
مرحوم شيخ احمد كافى اين شهيد گمنام و سرباز واقعى امام زمان و عاشق ولى عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشريف و واعظ شهير و شهيد در راه دين رضوان اللّه تعالى عليه فرمود: مرحوم سيد هاشم رضوان اللّه تعالى عليه يكى از علماء بزرگ شيعه شام بود كه سه دخترداشته ، مى گويد يكى از دخترهايم خواب رفت يك شب بيدار شد صدا زد: بابا در شب بى بى رقيه را خواب ديدم . بى بى به من فرمود: دختر به بابات سيدهاشم بگو آب آمده در قبر من و بدن من نارحت است قبر مرا تعمير كنيد. بابا اعتنائى نكرد، مگر مى شود با يك خواب دست به قبر دختر امام حسين ع زد.
فردا شب دختر و سطى همين خواب را ديد: باز بابا اعتنايى نكرد.

جای رقیه خالی.....
جاى رقیه خالى. نیست که به هواى بابا، سرتاسر بیابان تفتیده کربلا را بدود و «بابا بابا» بگوید.
نیست که روى خاک تشنه بیفتد و یاد عموى سقا، سینه اش را بخراشد. دخترک نازنین حسین، کبوتر سپید «ارجعى» را زودتر از دیگران دید و به دنبالش پرید... و چه خوب! حالا که کاروان، به نقطه صفر زمین برگشته، نیست که از غصه نبودن بابا، دوباره دق کند!
چه خوب که نیست تا صداى ناله زمین و زمان را بشنود و دوباره آتش به جان شود!
شهادت امام جماعت حرم مطهر حضرت رقیه(ع)

امدم امشب دهی بر من پناه...........
حـضـرت سـتـار الـــعـیـوب؛
گفته بودید ادعونى استجب لكم.
گفته بودید از من بخواهید هر آنچه را میخواهید.
گفته بودید اشك های جوان ها و دل های شكسته را خریدارید.
گفته بودید خدای گناه كاران هم هستید.
گفته بودید شرم تان میشود كه پاسخ بنده های بی پناه را ندهید.
پس بسم الله ..
این شما و كرم تان
و
این من و دستان خالی و دل ِ پُر و بار سنگین گناه هان و دعاهایم ...




